تبلیغات
سینه بی عشق مباد - خورشید تویی نور تویی عشق تو هستی

سینه بی عشق مباد

حالا که آمده ای چترت را ببند در ایوان این خانه جز مهربانی نمی بارد...

خورشید تویی نور تویی عشق تو هستی

از عشق تو هرجا که غزل دید غزل گفت

هر گاه دلش بهر تو لرزید ... غزل گفت


تو کعبه ی دل بودی و او زائر چشمت

هر گاه دلش حول تو چرخید غزل گفت


 هر چند ز نادیدن او غم به دلت نیست

هر وقت دل از هجر تو نالید غزل گفت

 

خورشید تویی نور تویی عشق تو هستی

وقتی که به او نور تو تابید غزل گفت

 

در مدرسه حتی تو نرفتی ز خیالش  ...

استاد از او هندسه پرسید غزل گفت

 

حالا شده لبخند تو دروازه ی شعرش

هر گاه که از شوق تو خندید غزل گفت


 تک بیت غزل هاش شدی در همه ی عمر

از عشق تو هرجا که غزل دید غزل گفت

 محمد شفیعی بویینی


[ دوشنبه 19 اسفند 1392 ] [ ساعت 12 و 09 دقیقه و 16 ثانیه ] [ یکتا --- ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه