تبلیغات
سینه بی عشق مباد - آزاد و گرفتارم و آزاد و گرفتار

سینه بی عشق مباد

حالا که آمده ای چترت را ببند در ایوان این خانه جز مهربانی نمی بارد...

آزاد و گرفتارم و آزاد و گرفتار
از شوق تماشای شب چشم تو سرشار

آیینه به دست آمده ام بر سر بازار

هر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیست

یادآوری خاطره ی بوسه ی دیدار

روزی که شکست آینه با گریه چه می گفت

دیوار به آیینه و آیینه به دیوار

کشتم دل خود را که نبینم دگری را

یک لحظه عزادارم و یک عمر وفادار !

چون رود که مجبور به پیمودن خویش است

آزاد و گرفتارم و آزاد و گرفتار

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد

برخیز فدای سرت، انگار نه انگار

تا لحظه ی بوسیدن او فاصله ای نیست

ای مرگ،به قدر نفسی دست نگه دار!

"فاضل نظری"



[ پنجشنبه 15 اسفند 1392 ] [ ساعت 10 و 27 دقیقه و 41 ثانیه ] [ یکتا --- ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه